رسانه هاي اجتماعي - قسمت سوم (قسمت آخر)
در بيست سال اخير، از زمان
سقوط امپراتوري شوروي، واژه سازي و استفاده نامشروع از مفاهيم علوم انساني و
اجتماعي يكي از ابزارهاي اصلي سياست خارجي كشورهاي غربي به ويژه آمريكا
شده است. با استفاده از اين واژه هاست كه دولتمردان، سياستگذاران، و نخبگان
سياسي و رسانه اي غرب مي كوشند دگرگوني هاي منطقه اي و جهاني را به نفع
خود كنترل كنند. همان طوري كه واژه هايي نظير «جامعه مدني»، و «انقلابات
مخملي و رنگي» در آغاز سقوط شوروي و در سال هاي بعد بر سر زبان ها افتاد،
اكنون نيز غرب براي مقابله با جنبش هاي مردمي در دنياي عرب از واژه هاي
«رسانه هاي اجتماعي»، «فضاي مجازي»، و «دموكراسي و جامعه اينترنتي» استفاده
مي كند. هيچ كس ديگر از «جامعه مدني»، «كثرت گرائي (پلوراليسم)» و «انقلاب
مخملي و رنگي» درمورد سقوط ديكتاتورهاي مصر، ليبي، يمن كه همه مورد حمايت
قدرت هاي غرب بودند سخن به ميان نمي آورد و تظاهرات در كشورهائي مثل بحرين و
سوريه پوشش رسانه اي متفاوتي به خود مي گيرد.
ولي ناآرامي هاي انگليس، فرانسه، اسپانيا، پرتغال و يونان به عنوان «عارضه هاي فصلي و موقتي ناشي از بحران اقتصادي» پوشش داده مي شوند. ادامه بيكاري در آمريكا و كشورهاي صنعتي غرب همراه با ورشكستگي هاي بانكي و ناتواني سازمان هاي دولتي و بين المللي در بهبودي وضع اسف آور دنياي سرمايه داري، مديريت سياسي و اقتصادي و امنيتي جهاني را براي اولين بار با بحراني مواجه كرده كه از زمان جنگ جهاني دوم تاكنون سابقه نداشته است. امروز در تمام كشورهاي غربي، كمتر كشوري را پيدا مي كنيد كه رهبر و رئيس جمهور و نخست وزير آن مورد اعتماد اكثر مردم باشد. در بسياري از كشورهاي اروپائي اين حزب اقليت است كه بر نظام و دولت حكومت مي كند. افتضاحات رسانه اي گروه روپرت مرداك در انگليس و دخالت نخبگان سياسي و دولتي در رسوائي هاي اين امپراتوري رسانه اي معناي جديدي به مفهوم «آزادي مطبوعات و بيان» داده است.
همان طوري كه قبلاً اشاره شد، تمام رسانه ها، چه قديمي و چه مدرن، همه اجتماعي هستند و ما رسانه غيراجتماعي نداريم. علاوه بر اين، بزرگترين كاركرد رسانه ها قدرت تشكل و بسيج آنهاست و اين با كيفيت رسانه و نحوه زيرساخت آنها متفاوت است و مطبوعات و راديو و تلويزيون و اينترنت و «فيس بوك» و «توئيتر» هيچ كدام از اين قاعده مستثني نيستند. از همه مهم تر اينكه رسانه ها، هم ابزار قدرت هستند، نه خود قدرت. انقلابات را رسانه ها به وجود نمي آورند ولي به تشكل و بسيج آن كمك مي كنند. علل اصلي انقلابات عميق تر و فراتر از وجود كانال هاي ديجيتالي نظير «فيس بوك» و «توئيتر» و فضاي مجازي است. همان طوري كه پروفسور ونيس ماسكو، استاد جامعه شناسي دانشگاه كوئينز درگينگستون (كانادا) و يكي از كارشناسان رسانه، اخيرا اظهار داشته است: «رابطه اي بين وسعت اعتراض و خشونت ها و استفاده از رسانه هاي اجتماعي وجود ندارد» (روزنامه گلوب و ميل، كانادا، 12 اوت 2011) و معلوم نيست دولت و يا تظاهركنندگان از اين رسانه ها عليه يكديگر استفاده نكنند.
خلاصه اينكه، استفاده از عنوان «رسانه هاي جمعي» در مورد پايگاه هاي اينترنتي كه اخيرا مد شده است، گمراه كننده و در بسياري موارد علل سياسي و اهداف ايدئولوژيكي دارد. در بهار امسال وقتي كه اعتراضات مردمي عليه حاكمان تونس و مصر آغاز شد ديويد كامرون نخست وزير انگلستان در نطقي كه در مجلس شوراي ملي كويت ايراد كرد از آزادي بيان در شبكه هاي اينترنت و «رسانه هاي اجتماعي» آن مانند «فيس بوك» و «توئيتر» دفاع كرد و آن را ارزش هاي خود و تمام مردم دنيا شمرد. ولي چند ماه بعد در تابستان همين سال وقتي كه شعله هاي ناآرامي لندن و ديگر شهرهاي انگليس را فرا گرفت، كامرون خطاب به پارلمان گفت: «جريان آزاد اطلاعات خدمات خوب و بد براي مردم و اجتماع دارد و وقتي كه مردم رسانه هاي اجتماعي را براي خشونت به كار مي برند بايد از آنها جلوگيري شود.» منظور نخست وزير انگليس استفاده «ناسالم مردم» از «فيس بوك» و «توئيتر» در جريان تظاهرات و خشونت هاي اخير در شهرهاي انگليس بود. به عقيده او «قشرهايي از جامعه ما شكست خورده و به طور واضح بيمار هستند.»
موتور اصلي و انقلاب هاي امروزي در دنياي عرب از مردم محروم و ستمديده آن سرزمين ها سرچشمه مي گيرد و نه از رسانه هاي اصطلاح اجتماعي مجازي. تأكيد روي رسانه هاي مجازي در نهضت هاي اخير مردمي توهين به قدرت ملت ها است. ملت ها منبع اصلي جنبش هاي مردم سالاري هستند و نه دولت ها- دو عامل اصلي انقلابات و جنبش هاي دنياي عرب، يكي فقدان مشروعيت نظام ها و دولت ها. و ديگري وابستگي تاريخي آنها به قدرت هاي استكباري و استعماركنندگان خارجي بوده است. اعتقاد و ايمان مردم به نظام و مشروعيت سياسي و رهبري است كه وحدت به وجود مي آورد و نه رسانه هاي معمولي و مجازي. فضاي مجازي هيچ گاه قدرت جايگزيني فضاي عيني را ندارد.
در آمريكا و اروپا، و به طور كلي در جوامع غرب مدت هاي طولاني است كه ارتباطات جمعي مانند تلويزيون و راديو و روزنامه جايگزين ارتباطات انساني و چهره به چهره شده اند و امروز پايگاه هاي اينترنتي كوشش دارند اين كمبود ارتباطات انساني و ميان فردي را جبران كنند. ولي همان طور كه تلفن به دلائل واضح نمي تواند جايگزين صحبت حضوري باشد، به همان دليل نيز صحبت در فضاي مجازي هم قادر به رقابت با ارتباطات اصيل و طبيعي افراد با يكديگر نخواهد بود.
ولي ناآرامي هاي انگليس، فرانسه، اسپانيا، پرتغال و يونان به عنوان «عارضه هاي فصلي و موقتي ناشي از بحران اقتصادي» پوشش داده مي شوند. ادامه بيكاري در آمريكا و كشورهاي صنعتي غرب همراه با ورشكستگي هاي بانكي و ناتواني سازمان هاي دولتي و بين المللي در بهبودي وضع اسف آور دنياي سرمايه داري، مديريت سياسي و اقتصادي و امنيتي جهاني را براي اولين بار با بحراني مواجه كرده كه از زمان جنگ جهاني دوم تاكنون سابقه نداشته است. امروز در تمام كشورهاي غربي، كمتر كشوري را پيدا مي كنيد كه رهبر و رئيس جمهور و نخست وزير آن مورد اعتماد اكثر مردم باشد. در بسياري از كشورهاي اروپائي اين حزب اقليت است كه بر نظام و دولت حكومت مي كند. افتضاحات رسانه اي گروه روپرت مرداك در انگليس و دخالت نخبگان سياسي و دولتي در رسوائي هاي اين امپراتوري رسانه اي معناي جديدي به مفهوم «آزادي مطبوعات و بيان» داده است.
همان طوري كه قبلاً اشاره شد، تمام رسانه ها، چه قديمي و چه مدرن، همه اجتماعي هستند و ما رسانه غيراجتماعي نداريم. علاوه بر اين، بزرگترين كاركرد رسانه ها قدرت تشكل و بسيج آنهاست و اين با كيفيت رسانه و نحوه زيرساخت آنها متفاوت است و مطبوعات و راديو و تلويزيون و اينترنت و «فيس بوك» و «توئيتر» هيچ كدام از اين قاعده مستثني نيستند. از همه مهم تر اينكه رسانه ها، هم ابزار قدرت هستند، نه خود قدرت. انقلابات را رسانه ها به وجود نمي آورند ولي به تشكل و بسيج آن كمك مي كنند. علل اصلي انقلابات عميق تر و فراتر از وجود كانال هاي ديجيتالي نظير «فيس بوك» و «توئيتر» و فضاي مجازي است. همان طوري كه پروفسور ونيس ماسكو، استاد جامعه شناسي دانشگاه كوئينز درگينگستون (كانادا) و يكي از كارشناسان رسانه، اخيرا اظهار داشته است: «رابطه اي بين وسعت اعتراض و خشونت ها و استفاده از رسانه هاي اجتماعي وجود ندارد» (روزنامه گلوب و ميل، كانادا، 12 اوت 2011) و معلوم نيست دولت و يا تظاهركنندگان از اين رسانه ها عليه يكديگر استفاده نكنند.
خلاصه اينكه، استفاده از عنوان «رسانه هاي جمعي» در مورد پايگاه هاي اينترنتي كه اخيرا مد شده است، گمراه كننده و در بسياري موارد علل سياسي و اهداف ايدئولوژيكي دارد. در بهار امسال وقتي كه اعتراضات مردمي عليه حاكمان تونس و مصر آغاز شد ديويد كامرون نخست وزير انگلستان در نطقي كه در مجلس شوراي ملي كويت ايراد كرد از آزادي بيان در شبكه هاي اينترنت و «رسانه هاي اجتماعي» آن مانند «فيس بوك» و «توئيتر» دفاع كرد و آن را ارزش هاي خود و تمام مردم دنيا شمرد. ولي چند ماه بعد در تابستان همين سال وقتي كه شعله هاي ناآرامي لندن و ديگر شهرهاي انگليس را فرا گرفت، كامرون خطاب به پارلمان گفت: «جريان آزاد اطلاعات خدمات خوب و بد براي مردم و اجتماع دارد و وقتي كه مردم رسانه هاي اجتماعي را براي خشونت به كار مي برند بايد از آنها جلوگيري شود.» منظور نخست وزير انگليس استفاده «ناسالم مردم» از «فيس بوك» و «توئيتر» در جريان تظاهرات و خشونت هاي اخير در شهرهاي انگليس بود. به عقيده او «قشرهايي از جامعه ما شكست خورده و به طور واضح بيمار هستند.»
موتور اصلي و انقلاب هاي امروزي در دنياي عرب از مردم محروم و ستمديده آن سرزمين ها سرچشمه مي گيرد و نه از رسانه هاي اصطلاح اجتماعي مجازي. تأكيد روي رسانه هاي مجازي در نهضت هاي اخير مردمي توهين به قدرت ملت ها است. ملت ها منبع اصلي جنبش هاي مردم سالاري هستند و نه دولت ها- دو عامل اصلي انقلابات و جنبش هاي دنياي عرب، يكي فقدان مشروعيت نظام ها و دولت ها. و ديگري وابستگي تاريخي آنها به قدرت هاي استكباري و استعماركنندگان خارجي بوده است. اعتقاد و ايمان مردم به نظام و مشروعيت سياسي و رهبري است كه وحدت به وجود مي آورد و نه رسانه هاي معمولي و مجازي. فضاي مجازي هيچ گاه قدرت جايگزيني فضاي عيني را ندارد.
در آمريكا و اروپا، و به طور كلي در جوامع غرب مدت هاي طولاني است كه ارتباطات جمعي مانند تلويزيون و راديو و روزنامه جايگزين ارتباطات انساني و چهره به چهره شده اند و امروز پايگاه هاي اينترنتي كوشش دارند اين كمبود ارتباطات انساني و ميان فردي را جبران كنند. ولي همان طور كه تلفن به دلائل واضح نمي تواند جايگزين صحبت حضوري باشد، به همان دليل نيز صحبت در فضاي مجازي هم قادر به رقابت با ارتباطات اصيل و طبيعي افراد با يكديگر نخواهد بود.
+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم مهر 1390ساعت 18:55  توسط مهدی
|
